تبليغاتX
سینما پارادیسو - یادم تو را فراموش

فریاد

هیچ ما را یادت هست ؟

بادها می آیند      ابرها می گریند       آسمان غمگین است    

     نفس گرمش را آهکشان می دهد از دل بیرون     سال ها می گذرد  زندگی رسم غریبی دارد

 

عهدمان یادت هست ؟

پیمان بستیم پاییزی باشیم      رقص کنان از سر دیوار خوشی سر خوردیم     فریاد زدیم    برگ خشک حسرت  باید خرد شود در بر مشت احساس

 

اطلسی ها را یادت هست ؟

اطلسی ها را یادت هست ؟   که به هم می دادیم       

شب را دور زدیم     ما سحرگاهان را فهمیدیم    با طلوع خورشید با هم خواندیم  :  زندگی رسم غریبی دارد

 

ما بلوری بودیم     جنس ابریشم ناب     جنس اشک و لبخند      پاییزی بودیم       ولی از جنس بهار 

....

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

داشتم برای عید اتاقمو خونه تکونی می کردم!!! . ۲ سالی می شد که زیر تخت رو  نگشته بودم . موقعی که تختو جابجا کردم یه برگه خاک خورده رو دیدم . خاک ها رو کنار زدم . شعر بود . آشنا ولی خیلی غریب . چقدر احساس عجیبیه وقتی شعری رو که ۲ سال قبل گفتی و هیچ وقت دیگه نگاهش نکردی بعد ۲ سال ببینی . فکر کنم مال یه شبه که اشعار سهراب رو می خوندم . فکر کنم یه چیزی حول و حوش ۱۱۵٪ از شعر (با یک تقریب خوب) الهام از شعر سهرابه . ولی خیلی نوستالوژیک بود . کلا" زندگی رسم غریبیه!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

  عید نوروز رو پیشاپیش به عموم ملت همیشه در صحنه تبریک عرض نموده و سالی سرشار از انرژی صلح آمیز هسته ای برای تک تک شما آرزومندم . خدا عاقبت هممونو به خیر کنه ! آمین !   

+ نوشته شده توسط abs در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 19:49 |