گاهی وقت ها به دوراهی هایی می رسیم تو زندگی که یه دوراهی ساده نیستند . اگه دیر حرکت کنی یکی از راه ها بسته می شه . بعضی هاشونم به ظاهر چند راهی اند . ولی دقت که کنی همون دوراهین و باقی مسیرها تکرار دو مسیر اصلیه . گاهی واسه اینکه خودمونو از تصمیم برای انتخاب یکی از راهها خلاص کنیم یه راه سومی پیدا می کنیم که راه نیست . بی راهه . گاهی وسط این بی راهه می مونیم . اون وقت نه راه پس داریم نه راه پیش .
وسط یه بی راهه موندن گاهی خیلی ترسناکه . وقتی ترسناک تر می شه که بترسیم به جاده برگردیم . شک کنیم به همه چی .
گاهی می ترسیم از این که زود دیر بشه ...نمی دونم چقدر می ترسم . شاید هم نمی خوام بدونم...
+ نوشته شده توسط abs در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت
1:30 |



