تبليغاتX
سینما پارادیسو
لولیتا

ساعت ۵:۴۰ صبح یکشنبه ۲۲ بهمنه که رارم این مطلبو می نویسم . ساعت ۱ تا ۳ فیلم "شهر فرشتگان" رو دیدم . از ۳ تا ۵ تا حالا هم "لولیتا" رو . حالا می مردم در یک فرصت بهتر می نوشتم ؟ شاید !؟

۱. شهر فرشتگان : فیلم لطیف و بسیار زیبایی با بازی نیکلاس کیج . توصیه می شه اگه ندیدید حتما" ببینید . پرداخت به عشق و هدف از زندگی از منظری تازه با پرداختی بدیع .

۲. لولیتا : فیلمی تکان دهنده . سالهاست !! دنبال رمانش می گردم . حالا فیلمش رو دیدم . داستان عشق یک ناپدری به دختر ۱۴ ساله ی زنش ! فیلم خیلی تامل برانگیزیه . آدم در انتهای فیلم از هر چی رابطه ی جنسیه بیزار می شه به طور کلی . زوایای پنهان ذهن ناپدری به زیبایی به تصویر کشیده شده . جوری که بیننده در حالی که شدیدن از این شخصیت متنفره احساس ترحم هم نسبت بهش می کنه . این فیلم هم به شدت دیدنیه .

۳. بیست و دو بهمن : به این موضوع کاری ندارم که آیا مردم ما می دونستن برای چی انقلاب کردند ؟ فقط تو ذهنشون این بود که شاه رو نمی خوان ؟ یا به این هم فکر کرده بودن چی می خوان ؟ به این بحث های فلسفی کاری ندارم . ولی همدلی مردم برای نیل به یک هدف مشترک مثال زدنی بود . ایثار مردم خارق الآده بود . ۲ تا از سرودهای نوستالوژیک رو این پایین گذاشتم . روزهای عجیب غریبی بوده گویا!!!

سرود1

سرود2

پی نوشت : از سینا ی عزیز هم برای کمکش به وبلاگ  به شدت تشکر می کنم !

+ نوشته شده توسط abs در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 6:3 |
تنگه بلاغی

اول- این نوشته درباره ی آب گیری سد سیوند و به زیر آب رفتن تنگه ی بلاغی است . نگارنده کوشیده است تا با پرهیز از نگاه های سیاسی و جناحی و با دوری از هر گونه تعصب با رویکردی منصفانه در جهت روشن شدن موضوع به نقد آب گیری سد سیوند بپردازد . با توجه به اهمیت موضوع و حجم مطالب این نوشته به حق کمی طولانی شده است . پیشاپیش از شما به خاطر این موضوع عذر می خواهم . ولی ...دریغ است ایران که ویران شود ... بخوانید...

دوم- برای آشنایی با موقعیت و قدمت تنگه ی بلاغی قسمتی از مقاله ای از سایت آریا بوم را در اینجا می آورم :

براساس یافته‌های گروه‌های مختلف كاوش در این منطقه آثار فراوانی از دوره‌های مختلف به دست آمده است.

در میان این آثار می‌توان به انواع سفال‌ها با نقوش هندسی و بزكوهی و پرندگان اشاره كرد. حتی در بخش‌هایی از این محوطه آثاری از زندگی پیش از تاریخ انسان بدست آمده است؛ دورانی كه به دوره «باكون» معروف است.

در واقع این دوران، یكی از قدیمی‌ترین فرهنگ‌های پیش از تاریخ منطقه فارس است كه اولین بار بارقه‌هایی از این فرهنگ در حدود 74 سال پیش توسط یكی از باستان‌شناسان بنام جهان «لنكستر» و برخی از همكارانش در 5/2 كیلومتری جنوب تخت جمشید كشف شد.

عمده آثار بدست آمده از این دوره سفال‌های با نقش و نگار ابتدایی است، خوشبختانه در كاوش گروه‌های آلمانی - ایرانی در محوطه تاریخی تنگه بلاغی 9كوره سفال‌پزی متعلق به فرهنگ «باكون» كشف شده است كه قدمتی در حدود شش هزار سال دارد. اشكال متفاوت این كوره‌ها و طراحی آن، این كوره‌ها را به نوعی منحصر به فرد كرده است، به گونه‌ای كه براساس اظهارات باستان‌شناسان نمونه‌های كوره‌های پیدا شده در تنگه بلاغی، بسیار منحصر به فرد است.

وجود غارهایی در كوه‌های اطراف این تنگه، زندگی غارنشینی را در این منطقه تأیید می‌كند كه مربوط به دوران پارینه سنگی است و قدمتی در حدود 12 هزار تا 8هزار ساله دارد. غار موسوم به «حاج بهرامی» كه توسط گروه ژاپنی در این محوطه كشف شده است، از نمونه‌های آن است.

در محوطه باستانی تنگه بلاغی، تپه‌ای به نام «رحمت‌آباد» كشف شده است كه آثاری از دوره، «جری و مسكی» نیز بدست آمده است كه تاریخی هشت هزار ساله دارد.

در واقع این آثار بیانگر استقرار پیش از تاریخ انسان در این منطقه است؛ دورانی كه هنوز انسان موفق به اختراع خط نشده بود و ابزار و امكانات زندگی‌اش اولین مراحل را پشت سر می‌گذاشت.


نفوذ در اعماق تاریخ

قدیمی‌ترین آثار كشف شده در تنگه بلاغی به چیزی در حدود 250 هزار سال برمی‌گردد.

دست‌افزارهای سنگی كه در حوزه رودخانه كشف شده، قدمتی دیر پا دارد. در واقع آثار بدست آمده از حوزه رودخانه پلوار متعلق به دورانی است كه در ادبیات باستان‌شناسی به دوران «موستری» یا «موسترین» معروف است.

این دوران به 250 هزار تا 40 هزار سال پیش مربوط است و به روزگارانی كه هنوز انسان‌ها ابزار زندگی‌شان را از سنگ‌ها می‌ساختند، برمی‌گردد.

البته آثار بدست آمده از تنگه بلاغی، تك یافته‌های سنگی است و عمده آن از جنس سنگی مرسوم به «چرت» می‌باشد كه دارای رنگی قهوه‌ای است و استحكام بسیار زیادی دارد.

شكی نیست كه تنگه بلاغی گنجینه‌ای از دوره‌های مختلف زندگی بشری را پیش رویمان می‌گذارد. وجود آثار فراوانی از دوران‌های مختلف این واقعیت را بیشتر روشن می‌كند كه از تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف ایرانی، در تنگه بلاغی، اثری به جا مانده است. گویی این محوطه به صورت یك كلكسیون، نمونه‌های متعددی را از تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف در خود جمع كرده و به یكباره، پیش از آنكه در زیر آب دفن شود، به ما هدیه كرده است.

بسیاری از باستان‌شناسان، از وجود یك زیستگاه دائمی در حاشیه رودخانه پلوار در تنگه بلاغی خبر می‌دهند و حضور فرهنگ‌های متنوع كه به صورت سلسله‌وار در آنجا یافت شده است را بیانگر اهمیت این منطقه می‌دانند. به تعبیر گروه‌های كاوشگر در تنگه بلاغی، این محدوده در روزگاران مختلف، همواره دارای اهمیت بوده و به عنوان یك مركز بزرگ تجاری مورد توجه بوده است. به عنوان نمونه وجود یك كارگاه بزرگ سفال‌پزی در این محوطه مبین این نكته است كه تنگه بلاغی، روزگاری به عنوان مركز ساخت ظروف سفالی مشهور بوده و سفال‌های ساخته شده در آن نیز به شهرهای دیگر صادر می‌شده است. به تعبیری می‌توان گفت كه در هر مقطع تنگه بلاغی تا حد تشكیل یك تمدن پیش رفته است.

كشف اثر مهر، در این محدوده كه متعلق به دوران باكون است، شاید دلیلی بر این مدعا باشد. چرا كه مهر، نشان از مالكیت اشخاص دارد. به عبارتی می‌توان به این نتیجه رسید كه در دوران باكون، مالكیت شناخته شده بود.از سویی كشف بقایای یك روستا از دوره هخامنشیان و همچنین كشف پی‌های به جا مانده از یك كوشك مربوط به دوره داریوش اول نیز، دلیل دیگری است بر یك زیستگاه دائمی در محوطه تنگه بلاغی.

از قرار، آثار به جا مانده از این كوشك پس از آب‌گیری سد سیوند، ‌همچنان به جا خواهد ماند و این محدوده به زیر آب نخواهد رفت، اما محوطه‌هایی كه در آن آثار مختلف تاریخی پیدا شده است، زیر آب سد سیوند خواهد رفت.


ردی از انسان

هنگامی كه از تپه‌های مجاور به محدوده تنگه بلاغی نگاه می‌كنی، زیبایی خیره‌كننده‌ای تو را در برمی‌گیرد؛ رودخانه‌ای كوچك با پیچ و خم‌های متوالی از دل كوه‌ها گذشته و خود را در پایین‌ترین قسمت این بلندی‌ها جای داده است.

با كمی دقت هنوز هم می‌توان بر بخش‌های غربی و شرقی رودخانه پلوار یا سیوند، ردی از كندوكاوی‌ها یافت. راهی باریك كه در دل سنگ‌ها هموار شده و طولانی است. اگر چه هنوز كاربری این راه‌ها چندان مشخص نیست، اما براساس 9 قسمت شناسایی شده در ضلع غربی كه 5/6 كیلومتر طول دارد و 16 قسمت شناسایی شده در ضلع شرقی رودخانه، تصور راه شاهی در نزد باستان‌شناسان جان گرفته است؛ راهی باریك كه می‌توانست پادشاه را از كوشك خود به پاسارگاد و سپس تخت جمشید هدایت كند.

البته این ظن با توجه به فصل‌های كاوش كه از مهر ماه دوباره آغاز شده است، با یافته‌های جدیدی، می‌تواند قوت بگیرد.یكی از نكات قابل توجه در كشف آثار تنگه بلاغی، كشف اسكلت‌هایی است كه از دوران باكون به جا مانده است. كاوشگران آلمانی در تنگه بلاغی، در كنار كوره‌های سفال‌پزی اسكلت‌هایی یافته‌اند كه به شیوه منحصر به‌فردی دفن شده‌اند. این اسكلت‌ها به صورت جنینی یعنی دست و پا جمع و رو به شرق دفن شده‌اند كه بسیار قابل توجه است. اگرچه این شیوه تدفین برای اولین بار در این محدوده یافت شده، اما تعداد قابل توجه‌ این اسكلت‌ها، بیانگر وجود تفكر خاص میان مردمان دوره باكون است. در كنار اسكلت‌ها سكه‌ای كه مبین دوره‌ای خاص باشد، یافت نشد. اما تزئینات مختلفی بر اسكلت‌ها بوده است. این اسكلت‌ها، دارای دستبندهایی از آهن و مهره‌ها از جنس سنگ عاج، گوشواره‌هایی ازجنس مفرغ و سرپیكان‌های از جنس آهن و مفرغ و همچنین مهره‌هایی از جنس عقیق هستند. اسكلت‌های یافت شده در گورهای فرسنگی قرار داشت كه متعلق به دوران فراهخامنشی است.

این گورها، به صورت دایره‌ای شكل با سنگ‌های بزرگ ساخته شده‌اند كه به تعبیر باستان‌شناسان، كشف این گورها، اطلاعات دقیق از نحوه تدفین در دوران‌ فراهخامنشی را به همراه داشته و برای اولین بار در كشور كشف شده است.

سوم- مطلب روشن است . تمدن چند هزار ساله ی ایران به زیر آب خواهد رفت . رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری موافقت خود را به صورت شفاهی با آب گیری سد سیوند اعلام کرده است و این موافقت تا چند روز آینده اعلام خواهد شد .

چهارم- ماجرا از سال ۱۳۷۰ شروع شد . زمانی که وزرات نیرو (به ادعای این وزارت خانه) نامه ای به ریاست میراث فرهنگی وقت نوشت و طرح احداث سد سیوند را در این نامه مطرح کرد . وزارت نیرو مدعی است که در آن زمان پاسخی از میراث فرهنگی دریافت نکرده است و گویا عدم دریافت پاسخ به منزله ی بلا مانع بودن احداث سد تلقی گشته است . ۱۵ سال گذشت . در این ۱۵ سال احد الناسی به پروسه ی ساخت این سد اعتراض نکرد . سد به کندی ساخته شد و حالا که آماده  ی آب گیریست مسئولان وزارت خانه با موج اعتراض دلسوزانه ی بعضی و آماج اعتراض مغرضانه ی برخی دیگر مواجه شده اند . میلیاردها تومان بودجه ی صرف شده و نیاز کشور به سدسازی و آب از یک سو و لزوم حفظ آثار باستانی و فرهنگی ایرانیان مسئولان امر را در مقابل گره ای پیچیده قرار داده است ...

پنجم- در این میان گروه هایی که قصد ماهیگیری از آب گل آأود را دارند نیز وارد گود شده اند . گروهی که هر موضوعی را از منظر سیاسی نگاه می کنند . صرفا" جلوگیری از آب گیری سد سیوند دغدغه شان نیست . بلکه دشمنی با نظام حاکم ایران هدف اولشان است . من با درستی یا نادرستی هدف آنها کاری ندارم . ولی به نظر من در این مورد اگر هدف عده ای نجات تنگه ی بلاغی است نباید در متن نامه ی آنها از نظام موجود در کشور به دیکتاتور و حکومت خودکامه یاد شود . این گروه که ردپای آنها در جایجای حوادث داخلی به چشم می خورد دغدغه ی آثار باستانی ایران را ندارند . آنها به فکر براندازی اند و اصلا" به این کاری ندارند که  آیا اقدامشان تنگه ی بلاغی را به غرق شدن نزدیک می کند یا نه ؟ به واقع دغدغه شان نیست . صرفا" یک بهانه است تا اعلام موجودیت کنند . برایشان مهم نیست که هزینه ی انجام شده برای محبوب شدنشان نزدیک شدن تنگه بلاغی به غرق شدن است . نگران این نیستند که مسئولان امر جری تر می شوند . کلا" نگران نیستند . آنها از هر موضوعی هزینه می کنند...

ششم-  رحیم مشایی ریاست سازمان میراث فرهنگی معتقد است که آب گیری سد سیوند خطری را متوجه آثار باستانی تنگه بلاغی نمی کند . او افزوده است که برای جلوگیری از تاثیر رطوبت منطقه و تخریب تدریجی آرامگاه کورش کبیر بالاخره فکری می کنیم !؟ اینها سخنان فردی است که وظیفه ی حفظ و صیانت از آثار فرهنگی ما را دارد ! شاید در میان مقصرترین فرد همین آقا باشد که حتی حاضر نیست بار دیگر تقاضای به تاخیر افتادن آب گیری سد را بکند . چرا که به اعتقاد باستان شناسان ایرانی و خارجی به تازگی بخش های جدیدی از تنگه بلاغی هم کشف شده است که خود دریایی از تمدن پیشینیان ماست . رحیم مشایی اما معتقد است :" برای رطوبت منطقه پس از آب گیری سد که باعث تخریب آرامگاه کورش می شود فکری می کنیم . کاوش ها در تنگه ی بلاغی هم تمام شده است " . یا به عبارتی ایشان کاوش ها را تمام شده می داند . راستی آقای رحیم مشایی ! تا به حال فکر کرده اید که تاریخ از امثال شما چطور یاد می کند ؟ عهدنامه ی گلستان و ترکمنچای را که یادتان هست ؟ شما مسئولید . مسئول میراث یک ملت . عمق مسئولیتتان را درک کنید .

هفتم-  در کشور ما سالانه چقدر سرمایه به هدر می رود ؟ در ازای آنها چه چیزی به دست می آوریم ؟ یک معادله ی ساده . اگر سد سیوند را هرگز آب گیری نکنیم و تنگه ی بلاغی را کامل کاوش کنیم و منطقه را تبدیل به قطب گردشگری کنیم درآمدی ده ها برابر آب گیری سد کسب می شود . در این معادله فرض شده است که که آثار باستانی ما فقط ارزش جذب توریست دارند . باز هم عقل سلیم حکم به آب گیری نکردن سد سیوند می دهد . می شود کنار این سد نوشت : ما این سد را به خاطر حفظ نشانه های تمدن بشری آب گیری نکردیم . ایران همیشه این طور منزوی نیست . ایران همیشه تحریم نیست .  روزگاری می شود که توریست ها دسته دسته از این خاک پاک دیدن می کنند و می توان درآمدزایی هنگفتی از توریسم کرد . روزگاری می شود که آیندگان ما را شماتت می کنند . چرا که به فکر حفظ میراثمان نبودیم . به فکر آیندگان باشیم...

هشتم- اما من و تو ...حکایت غریبیه ...می تونیم بعد از خوندن این مطلب لبخند بزنیم و بگیم :"نون نداریم بخوریم . پس فردا جنگ می شه . بیکاری ها !" . می تونیم نگاه غمناکی به صفحه ی مونیتور بندازیم و بگیم :"آخی . چه بد می شه ها . نامردا " این جوری بار مسئولیت و عذاب وجدانمون کم می شه . می تونیم مراتب تاسف خودمون از این موضوع رو تو قسمت نظرها بیاریم و این جوری نشون بدیم که دغدغه هم داریم . ولی من می گم می تونیم گریه کنیم . اگه کسی این مطلبو بخونه مگه می شه بغض نکنه ؟ مگه می شه از ته دل آه نکشه . یکی بگه از ما چه کاری بر می آد ؟ اعتراض ؟ تحصن ؟ تجمع ؟ نامه اعتراض آمیز ؟ 

نهم- می گن نسل ما از این دغدغه ها نداره . یه سریمون(بعضا" از نوع شریفی) ساعت ها واسه ۰.۵ نمره نا قابل روزها فکر می کنیم . یه سریمون ساعت ها ایران زمین و جردن رو بالا پایین می کنیم . یه سریمون کلا" دپ زدیم و خوشحالیم ... بین تمام کسایی که فعالانه سر این قضیه وایسادن و از کار و زندگیشون زدن چند تاشون نسل سومی هستن ؟  کاش یه بار بتونیم ثابت کنیم که آرمان داریم . دغدغه داریم . ایرانی هستیم . یه کاری بکنیم ...

دهم- آب ما را خواهد برد ؟

+ نوشته شده توسط abs در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 2:0 |

شازده کوچولو

اول- شازده کوچولو بار ديگر به تماشای گل‌ها رفت و به آن‌ها گفت: -شما سرِ سوزنی به گل من نمی‌مانيد و هنوز هيچی نيستيد. نه کسی شما را اهلی کرده نه شما کسی را. درست همان جوری هستيد که روباه من بود: روباهی بود مثل صدهزار روباه ديگر. او را دوست خودم کردم و حالا تو همه‌ی عالم تک است.

دوم- شازده کوچولو قصه ای است از آنتوان دوسنت اگزوپری نویسنده ی مشهور فرانسوی . قصه ای که لحظه لحظه های کودکیمان با آن گره خورده است . هنوز هم وقتی دلتنگ می شویم به اخترک او می رویم ، گلش را آب می دهیم ، دو آتشفشان فعالش را گردگیری می کنیم . حتی آتشفشان غیر فعالش را هم تمیز می کنیم (چرا که به قول شازده کوچولو "آدم کف دستشو که بو نکرده شاید فعال شد") . هنوز هم به او می نگریم در حالی که موهای طلایی اش زیر نسیم نیمروزی موج می زند . قصه ای برای تمام عمرمان . برای چهار فصل گلدان زندگیمان .

سوم- قصه ی شازده کوچولو با ترجمه ی احمد شاملو و با صدای فوق الآده گرم او از اینجا قابل دریافت است . خواندنش برای بار هزار و یکم توصیه می شود!

چهارم- بسیاری شازده کوچولو را کتابی می دانند که در قالبی کودکانه عمیق ترین مفاهیم انسانی را منتقل نموده است . تایید این مدعا شهره شدن اگزوپری جهت نویسندگی برای بزرگسالان است . سایر کتاب های او برای بزرگسالان نوشته شده است . اگزوپری ۴۴ ساله یک سال پس از انتشار شازده کوچولو در یکی از سفرهایش (او یک خلبان بوده است ) گم می شود و دیگر بر نمی گردد . سرنوشتی مشابه آنچه که در کتابش برای او اتفاق می افتد . اگزوپری به گفته ی بسیاری از اطرافیانش پیوسته به دنبال کودک درونش بوده است . راوی خود اگزوپریست و شازده کوچولو رویای گم شده ی او .

پنجم- شازده کوچولو داستان از خودبیگانگی انسانهاست . داستان گم شدن ماست در مسیری دایره وار . تکراری ملال آور که او با استفاده از تمثیل اخترک ها و چرخیدن آنها به دور خود به بهترین شکلی به تصویر کشیده است . شاید یکی از دلایلی که باعث شده تا شاهکار اگزوپری کتاب برتر قرن لقب گیرد استفاده ی گسترده ی او از نماد ها باشد . کتاب در عین سهل بودن به غایت پیچیده است و با دقیق شدن به لایه های درونی داستان نوعی نگاه تازه به ابعاد وجودی انسان را در می یابیم . کتاب آنقدر پرمحتواست که به نظر من می تواند موضوع پایان نامه ی یک دانشجوی کارشناسی ادب پارسی باشد . نمادشناسی در شازده کوچولو علاوه بر درک ادبی نیاز به بینش فلسفی نیز دارد . در این نوشته من سعی کرده ام تا نگاهی کوتاه و صد البته ناقص داشته باشم به این شاهکار قرن .

ششم- شازده کوچولو تمثیلیست ازکودکی از دست رفته ی ما . آنجا که اگزوپری از این کودکی از دست رفته به "آدم بزرگی" یاد می کند . او معتقد است مشکلات زندگی به تدریج ما را از اصل وجودیمان جدا می کند و ما را در چرخشی ملال آور در اخترک تفکراتمان می اندازد . او بر این باور است که آدم بزرگ ها اصل خویش را فراموش کرده اند . در چرخش اخترکشان محو شده اند . 

هفتم- گل شازده کوچولو نمادیست از دلبستگی های حقیقی وجود آدمی که در قرن آتش و خون آرام آرام به فراموشی سپرده می شوند .   خارهای گل شازده کوچولو در واقع نگه دارنده هایی است که آدمی در مسیرش برای حفظ ارزش هایش به کار می گیرد . آنجا که شازده کوچولو بر بی شیله پیله بودن گل ها تاکید می کند شاید به نوعی به مقدس و درونی بودن ارزش هایمان تاکید دارد . در جهان بینی اگزوپری آدم ها که او از آنها با لفظ آدم بزرگ ها یاد می کند روز به روز درگیر مشکلات به ظاهر مهم ولی از درون تهی زندگی می شوند . آنها اسیر زندگی می شوند و به جای آنکه آنها فرمانروای زندگیشان باشند زندگی بر آنها حکومت می کند  .

هشتم- شازده کوچولو برای گذر(نه فرار ) از اخترکش از پرنده های وحشی استفاده می کند . پرنده های وحشی نشانه ای از فرصت ها هستند و تجلیگاهشان در انسان های گریزان از روزمرگی است (اشاره به وحشی بودن پرنده ها ) .

نهم - یکی از تکان دهنده ترین قسمت های داستان ملاقات او با روباهیست غیر اهلی . اگزوپری به روشنی از عشق سخن می گوید . اهلی کردن  و بوییدن گل ها از مختصات عشق شناسی در گفتار اگزوپری دارند . کنایه ی نویسنده به راحت الحلقوم خواستن انسانها و فرمولیزه شدن موارد به آنها از گفتار روباه آشکار می شود . انسانهای اسیر روزمرگی گرفتار تکراری ریاضی وار هستند . تاریخی ترین پیام نویسنده از زبان روباه بیان می شود: "ارزش گل تو به قدر عمری است که پایش صرف کرده ای" اگزوپری رابطه ی مستقیمی بین تکرار ملال آور(روزمرگی) و نیافتن گوهر درونی وجودمان می داند .

ده - کتاب به شدت پیچیدست و نقد های مختلفی هم پیرامونش نوشته شده است . رمزگشایی نمادهای شازده کوچولو و درک فلسفه ی عمیق کتاب کار  هر کسی نیست . شاید فقط می تونیم از حسمون برداشت عقلی کنیم و برهان بیاریم.

یازدهم - نگاه کن . می بینیش .با چشم غیر مسلح حتی .  شازده کوچولوئه که تو اخترکش داره به گل سرخش آب می ده در حالی که باد موهای طلایی زیباش رو آشفته می کنه . شازده کوچولو با ما گره خورده نه فقط با کودکیمان . شازده کوچولو گل سرخشو اهلی کرد ...   

+ نوشته شده توسط abs در جمعه ششم بهمن 1385 و ساعت 1:52 |