تبليغاتX
سینما پارادیسو

علمک های شیطان!

۱. "دیش ها را جمع می کنیم ، ماهواره به زودی در ایران شبکه ای می شود ." سعید ابوطالب عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی این خبر را در حالی اعلام کرد که در دوهفته ی اخیر طرح جمع آوری ماهواره بخشی از شهر ها و محله هل آغاز شده است . در این مدت ماموران نیروی انتظامی به خانه های مردم در برخی از مجتمع های مسکونی رفتند و دیش های ماهواره را از پشت بام ها به خیابان ها ریختند.این نماینده ی مجلس در پاسخ به سوال خبرنگار شرق مبنی بر اینکه آیا تمام کانالهای ماهواره در اختیار مردم قرار می گیرد ، گفت :"قطعا" کانالهای غیر اخلاقی و کانالهایی که ممنوعیت سیاسی دارند فیلتر خواهند شد ."محمد تورنگ رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس به خبرنگار شرق گفت :"امروزه ماهواره ها اثرات سویی بر افراد خصوصا" جوانان و نوجوانان دارد . پلیس به عنوان مشاوری امین به مردم تذکر می دهدکه پیش از وقوع حادثه مردم خودشان ماهواره ها را جمع آوری کنند ." (نقل از روزنامه ی شرق)

۲. ۱۹۸۴-جورج اورول-اونجا که در اتوپیای اورول تله اسکرین ها تنها وسیله ارتباطی سمعی بصری با مردم بودند . حالا سعید ابوطالب با افتخار دم از طرحی می زنه که آشکارا توهین به شعور فردی آدم هاست . شوخی شوخی تلویزیون های ما تبدیل می شن به تله اسکرین های ۱۹۸۴ . زمان قرن ۲۱ . جالبه ...

۳. این چه جور قانونیه که با ابتدایی ترین حقوق انسانی (حق دانستن ، حق انتخاب) در تناقض آشکاره ؟ قانونی که مستقیما" حریم خصوصی مردم رو زیر سوال می بره . قانونی که به طور خلاصه شده می گه : "ما به شما می گیم که چی ببینید . شما خودتون نمی فهمین . ما تعیین می کنیم چی خوبه و چی بد واستون . "

۴. نکته ی خنده دار مساله طریقه ی یافتن قانون شکنان است . اگه دیش شما(این علمک های شیطان) از بیرون ساختمان معلوم باشه یا شاکی خصوصی داشته باشید ، علمک شما ساقط می شود . لذا اگه جلوی علمک فوق الذکر مسدود شه و تو دید نباشه مساله از بیخ و بن حل شده و اینجوری فرهنگ هم از دست نمیره و انسانیت هم سر جاشه . به همین خوشمزگی.

۵. نظر به مضحک بودن بیش از حد این قانون و نداشتن قابلیت اجرایی بعیده که این قانون اجرا بشه . یعنی امیدوارم که نشه ...

۶. اگه اینترنت رو فیلتر اساسی بکنن و ماهواره ها هم جمع بشه واقعا" می تونیم یه بایکوت خبری رو تجربه کنیم ...چیزی که تصورشم محاله . ولی گویا در  ۱۹۸۴ محال ها ممکن می شوند....

۷. سرمقاله ی رورزنامه ی شرق در این باره جالبه...  

۸. شبا که ما می خوابیم آقا پلیسه بیداره!!!

۹.ماهواره ها به تلویزیون می آیند ؟!!

 

+ نوشته شده توسط abs در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 17:20 |

۱.نزدیک به یک ماهه که این بلاگ کارشو شروع کرده . سعی کردم زرد ننویسم . سعی کردم از آبگوشتی که پریروز خوردم و نخودش کم بود ننویسم . سعی کردم از اینکه فلان جا قلیون خوانسار می ده و اینکه جواب می ده ننویسم . سعی کردم رو چیزایی که می نویسم فکر کنم و دغدغه هام باشه . سعی کردم بلاگو بنگاهش نکنم (بنگاه به جایی می گویند که در آن معامله انجام می گیره) . سعی کردم خودمو ملزم نکنم که موقع خاصی مطلی بدم بیرون و این باعث بشه جفنگ بنویسم . سعی کردم وبلاگم نشه صرفا" کانون دوست یابی. سعی کردم که ارزش خوندن داشته باشه ...

۲.همه ی اینا ایده آل هام بود . واقعا" نمی دونم که چقدر به هدفم نزدیک شدم . اگه وقتشو دارین حالشو دارین و بازم حالشو دارین نظرتونو بهم بگید (انتقاد ، پیشنهاد ، فحش مودبانه و غیر خانمان سوز) .                                      

پست الکترونیکی من :   abs_hotline@yahoo.com 

 

۳. زیاده عرضی نیست . پیروز باشید .

 

             

+ نوشته شده توسط abs در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 15:39 |

نسل سوخته

اول- نسل ما... نسل سوم ... نسل آرمانی ... نسل متبلورکننده ی آمال و آرزوهای دور و دراز قوم آریایی ... امید ایران و ایرانیان... نسل جوان ... نسل عصر جدید ... نسل عوض کننده ی معیارها...نسل تلاش.

دوم- قرار بوده این جوری باشه . مثل محصولات ایران خودرو که قرار بوده ماشین در بیان ناغافل گاری در اومدن ...انقلاب شد . سالها گذشت و نسلی وارد کارزار شد که باعث شد ایران یکی از جوان ترین کشورهای جهان نام بگیره .حالا ایران منتظره که این نسل تلاش کنه و ایرانو بسازه... همه چیز آماده است برای پیشرفت این نسل ؟ معلومه که نه . جالبه قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم دارم جواب خودمو می دم .توجیه کردن...اینه رمز موفقیت های ما . این که سریع جبهه بگیرم و بگم آخه تو این وضع چی کار می تونستیم بکنیم و نکردیم ؟ با دو سه تا استدلال و مثال احساس پیروزی کنم . خودمو گول بزنم که ما نهایت تلاشمونو کردیم...ما نسل سوم . 

سوم- دانشگاه شریف . جایی که اکثر دانشجوهاش رویای سفر به اون ور آب و تحصیل رو دارن . به خودم این حقو نمی دم که بگم "چرا می رین؟چرا نمیمونین اینجا کشورتونه .شمایین که باید بسازینش ". شعار محضه ...انقدر تندی دیدند . انقدر ناملایمات دیدند . دیگه نمیتونن تحمل کنن . می رن . و برگشتی در کار نیست . کم تحمل شدیم ؟ حوصله ی تلاش نداریم؟کار آسونترو انجام می دیم ؟ فرارو ترجیح می دیم ؟ ما یه بار حق زندگی داریم ؟ نمی دونم ...شاید ...

چهارم- اگه مورد قبلی جای فکر داشت این مورد تکلیفش روشنه و اصلا" خیال توجیه کردن ندارم . اخلاق ...چیزی که گمش کردیم ...می دونید تازگیها به چند مورد جالب برخوردم . اسمشو گذاشتم زاپاس پروری (البته همیشه بوده ولی نه به این شکل وسیع) . اینجوریه که طرف دوست پسر یا دوست دختر داره و در حالی که این رابطه داره به شکل طبیعی پیش میره دختره یا پسره به این فکر می افته که خب اگه طرف ما رو پیچوند چی؟(توجیه قشنگ) بدین منظور یه دو سه تایی زاپاس فراهم می کنه که هم تبدیل به احسن کرده باشه هم اگه با طرف حال نکرد سه سوت چنج کنه ...خیلی زیاده ...و هممون میگیم حق مسلم ماست ...زرنگی کردن میگیم بهش نه نامردی...ما توجیه می کنیم ...خیلی قشنگ...اخلاق مرده؟ نه کلا" وجود خارجی نداره...

پنجم- جامعه ی ما بیماره. همه می دونیم . ولی ما هم به نوبه ی خودمون با آغوش باز سراغ بیماری رفتیم و پیمان یاری باهاش بستیم...

ششم- می خواستم مفصل هر چی مورد تو ذهنمه بنویسم . ولی دستم نمیره به نوشتن . نمی دونم چرا.لعنت...

هفتم- زین پس به جای واژه های مجعول و بی مسمای" نسل سوم ... نسل آرمانی ... نسل متبلورکننده ی آمال و آرزوهای دور و دراز قوم آریایی ... امید ایران و ایرانیان... نسل جوان ... نسل عصر جدید ... نسل عوض کننده ی معیارها...نسل تلاش" فریاد بزنیم :

                                              نسل سوخته   

 

+ نوشته شده توسط abs در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 14:50 |

۱. ژوزه ساراماگو در کوری کابوسی هولناک را بازگو می کند . جامعه شهری پیشرفته ای با همه ی امکانات ناگهان به بربریت باز می گردد و کل ساختار زندگی جمعی به انحطاط کشیده می شود . ساراماگو در کوری آینه تمام نمای فروپاشی جامعه بشری است که به رغم برخورداری از همه مواهب طبیعی و علمی و فنی در وضعی بغرنج قرار می گیرد . کوری در عین حال که کاملا" خیالی به نظر می رسد ، تصویری هولناک و پنهان از واقعیت است .

۲. کوری کتابیست اثر ژوزه ساراماگو نویسنده ی شهیر پرتغالی . وی در سهل ۱۹۹۸ در ۷۶ سالگی توانست به خاطر کتاب کوری جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند . ساراماگو يکي از بزرگ‌ترين داستان‌سرايان و رمان‌نويسان قرن است. زبان رک‌گوي او که اغلب آن را در آثارش به کار مي‌گيرد تحسين همگان را برمي‌انگيزد. 

۳. مردي در پشت چراغ راهنمايي منتظر سبز شدن چراغ است و ناگهان کور مي‌شود. اين اولين شخصي است که کور مي‌شود. اين کوري اسرارآميز که در هيچ يک از متون پزشکي شناخته‌شده نيست به سرعت همه‌گير مي‌شود. در نخستين روزهاي کوري دولت از سرايت سريع آن وحشت‌زده شده و انبوه کوران را به قرنطينه مي‌فرستد و کوران ناگزير خود کنترل امور روزمره را به عهده مي‌گيرند. با افزايش تعداد کوران در اندک زماني هرج و مرج حکم‌فرما گشته و گروهي اوباش کنترل آذوقه‌ي ارسالي توسط دولت را به دست مي‌گيرند. با اين وجود هفت شخصيت اصلي داستان زماني که معلوم مي‌شود نگهباناني که آنان را در قرنطينه محاصره کرده‌اند، خود به کوري مبتلا شده‌اند، موفق به فرار از قرنطينه شده و قدم به شهر کوران مي‌گذارند. شهري که در آن به غير از يک‌نفر همه کورند. همسر دکتر به دليلي نامعلوم بينايي خود را از دست نداده و مي‌تواند به اين گروه کوچک امتيازي براي نجات يافتن دهد . توصیفی که ساراماگو از شهر کوران می کند به غایت زیباست . شهری که در آن تمام معیارهای انسانی برچیده شده ، خوی حیوانی انسان آشکار شده و برای بقا دست به هر کاری می زند . منحط ترین خصایص انسان با برداشته شدن حجابی به نام کوری نمایش داده می شوند . انسان در طی اعصار سعی در پنهان کردنشان داشته و حالا ساراماگو در برخوردی خداگونه با داستان حجاب را بر می دارد و اینک انسان معاصر برهنه است و هیچ وسیله ای برای پوشاندن خود ندارد . کوری داستاني تمثيلي است از زندگي انسان‌ها و در پايان هنگامي که گروه هفت نفره در شهري که همه‌ي ساکنانش کورند سرگردان مي‌شوند، تبديل به اثري خوفناک و در عين حال رقت‌انگيز مي‌شود . کوري آينه‌اي است که خواننده همه‌ي خود را در آن مي‌بيند. با خواندن کتاب دادگاهی درون خواننده برپا می شود که قاضی فقط و فقط وجدان است . 

۴. رمان ساراماگو تلخ است و زبان گویا و بی پرده ی او گزنده تر . رمان کاملا" واقعی است . هرچند در نگاه اول خواننده ساراماگو را به بدبینی متهم می کند ولی در انتها با او هم عقیده می شود . 

۵. برداشتن حجاب از پیش روی انسان همواره موضوعی دلچسب و خواستنی برای محققین و دانشمندان بوده است .در آزمایشی که چندین سال قبل دانشمندان آمریکایی انجام دادند به ۲۰ آزمایش شونده نیاز داشتند و به آنها روزانه برای شرکت در این آزمایش حقوق می دادند . از میان ۱۰۰ ها نفر داوطلب ۲۰ نفر به صورت رندم انتخاب شدند . سپس بر اساس شانس(رندم) ۱۰ نفر از این ۲۰ نفر در نقش زندانی و ۱۰ نفر بقیه در نقش زندانبان درآمدند . به این صورت که به مدت ۳ روز آنها کاملا" از محیط اطراف دور بوده از تمام اعمال آنها با دوربین فیلم برداری می شد . تنها تفاوتی که گروه زندانبانان با زندانیان داشتند باتوم هایی بود که در اختیار آنها گذاشته شده بود و وظیفه داشتند ۳ روز از زندانیان مراقبت کنند . حدس می زنید بعد از ۳ روز چی شد؟ این ۲۰ نفر در حالی که دست در گردن هم انداخته بودند و گل و بلبل می گفتند از آزمایش اومدن بیرون؟ راستش نه.... چندین مورد تجاوز و تحقیر جنسی ، آزار و اذیت زندانیها توسط زندانبانها ، شورش بر ضد زندانبانها ، سرکوب شدید زندانبها و بالاخره کتک خوردن تا سر حد مرگ(تا جایی که آزمایشگران ۲ نفر را قبل از اتمام آزمایش از آزمایش خارج کردند )......نتایج شرم اور بودند و غیر قابل باور . درست مثل کوری.

۶. کوری دروغ نیست و برداشتی غیرمحافظه کارانه و حقیقی از عمق واقعیت است . نوعی برش عرضی از حقیقت . در کوری به نوعی و در این آزمایش به نوعی دیگر حجاب از پیش چشم انسانها برداشته شد . خیلی ترسناکه . تا جایی که وقتی عمیق به قضیه نگاه می کنم از خودم می ترسم...

۷. خدا انسان رو پاک خلق کرد . آیا این انحطاطاتی که ذکر شد مربوط به رذائلیه که تو این دنیا به ما نشسته؟ یا شاید ما این استعداد رو در بطنمون داشتیم(بالقوه) و شرایط محیطی فقط اونا رو بارور کرده(بالفعل) . باید از خودمون بترسیم ؟ ما اشرف مخلوقات ........... 

 

+ نوشته شده توسط abs در شنبه چهاردهم مرداد 1385 و ساعت 19:25 |

۱.اشتباه نکنید !اینجا نه کافی شاپه نه سفره خانه سنتی . حتی زبانم لال اون جای بی ناموسی که نمی خوام اسمشو ببرم (کافی نت) هم نیست . اینجا آزمایشگاه پروژه های دانشجویی دانشکده ی مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریفه . (البته من برقی بودنو به شدت تکذیب می کنم و با صدای بلند اعلام می کنم یه مکانیکی غیور هستم) این عکسو از بلاگ محمد اکبرپور عزیز گرفتم . انشاالله تعالی که راضی باشه .

۲.مدير دفتر معارف دانشگاه آزاد اسلامي رودهن تفكيك جنسيتي را عامل پيشرفت دانشگاه مي داند. حجت الاسلام عبدي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان اختلاط جنيسيتي در دانشگاه ها را مانع پيشرفت كشور و عامل انحطاط فكري دانشگاه دانست و در پاسخ به اينكه آيا اقداماتي هم در اين راستا صورت پذيرفته  است ، گفت: چندي پيش طرحي مدون را كه پس از كارهاي كارشناسي تهيه شده بود به جاسبي، رييس دانشگاه ازاد اسلامي ارايه كرديم و وي نيز آن را پذيرفت و اجراي آن را منوط به پذيرش مسووليت طرح از سوي رييس دانشگاه كرد ، اما دكتر حسيني، رييس دانشگاه رودهن زير بار اين طرح نرفت.
   وي در ادامه افزود: اين طرح نه تنها توهين به دانشجو نيست بلكه از سر مهرورزي براي استفاده بهتر دانشجويان از امكانات است . عبدي  ادامه داد : من مانع پيشرفت در دانشگاه ها را اختلاط پسران و دختران دانشجو مي دانم و معتقدم اين كار موجب ارتقاي فكري و بازگشت آرامش به دانشجويان مي شود.
   وي  همچنين در مورد اعتراض دانشجويان اين دانشگاه به جداسازي در رستوران _كافي شاپ دانشگاه و بازتاب ان در سايت هاي خبري گفت: اين اقدام پس از درخواست هاي مكرر دانشجويان برادر مبني بر اينكه چرا بايد همه امكانات در اختيار خواهران باشد صورت گرفت و اقدام سايت هاي خبري در اين رابطه را عملي مذموم مي دانم.
   اين در حالي است كه پس از جداسازي رستوران ، دانشجويان اعم از پسر و دختر آن را تحريم كردند.

۳.جواد آرین منش عضو فراکسیون اصول گرایان در گفت و گو با آفتاب گفت : اگر امکانات علمی و آموزشی اجازه دهد باید بین پسران و دختران در دانشگاه ها جداسازی صورت پذیرد. وی در گفت و گو با خبرنگار آفتاب در این باره تصریح کرد : اختلاطی که بین پسران و دختران در دانشگاه ها وجود دارد زمینه بسیاری از نارسایی ها را فراهم می کند . نماینده ی مشهد در این باره افزود : اگر این جداسازی ها انجام پذیرد بسیاری از مشکلات و نارسایی ها را حل می کند .  
   نماینده مشهد مشکلات فرهنگی جامعه را مربوط به تهاجم غرب دانست و در این باره تصریح کرد: دولت باید برنامه علمی و کاربردی در این زمینه ارایه دهد.

۴.طرح رئيس دانشگاه آزاد واحد نجف آباد مبني بر كانال زدن و جدا كردن ورودي دانشجويان دختر و پسر اين دانشگاه باعث تنش در اين دانشگاه شد.
   پس از اينكه بدون اطلاع قبلي، ورودي دانشكده اين دانشگاه از صبح روز شنبه (22/7/84) جدا شد و اين اقدام باعث طولاني شدن مسير دانشجويان (يك ربع) براي ورود به دانشگاه شد. پس از اجرای این طرح دانشجویان به این اقدام رئيس دانشگاه اعتراض کردند.
   روزنامه کیهان نیز از این اقدام رئیس دانشگاه نجف آباد انتقاد کرد ونوشت: اگر دانشجويان دختر و پسر از دو درب جداگانه وارد شوند در ادامه ناچارند از يك راهرو مشترك به كلاسهاي مشترك خود بروند. آيا بعداً راهروها را هم جداسازي مي  کنند؟

۵.کور شم اگه این خبرا رو تحریف کرده باشم .

۶.در راستای سیاست های اصولی آزمون و خطا ، پروژه ی به دست فراموشی سپرده شده ی جداسازی جنسیتی (در بعضی اماکن) با قدرت داره پیگیری میشه ( تا کور شود هر آنکه نتواند دید!)جداسازی کافی نت ها(این مراکز اشاعه فساد و فحشا ) ‌، جداسازی بی رویه ی ! بوفه های دانشگاهی ، جداسازی ورودی های دانشگاه ها ، جداسازی کلاس های زبان(بعضی هاش البته ، بعضی ها هم کماکان به فعالیت خودشون به همون شکل بی ناموسی ادامه می دن) و ... از اقدامات اساسی در این راستا (کدوم راستا؟؟؟؟) بوده .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

۷.چند وقت پیش بحثی بود درباره ی ورود بانوان به استادیوم ها . در اینکه ورود به استادیوم ها حق مسلم خانوم هاست ، بحثی ندارم . ولی آیا شرایط فرهنگی افتضاح این روزها اجازه ی چنین کاری رو می داد؟ به نظرم مثل اینه که یه دیوارو کج رفته باشیم بالا و در بالاترین قسمت یه آجر سنگین بذاریم و دیوار می ریزه . با بسته شدن و تحت فشار قرار گرفتن تمام مراکزی که امید می رفت تمرینی باشن برای یه تعامل مناسب بین دختر و پسر عملا" صورت مساله(روابط دختر و پسر) واسه مدتی پاک شد . ولی این مشکل خودشو پنهان کرد و مثل کرم تو تن بیمار اجتماع شروع به رشد کرد . حالا مار خوش خط و خالی شده . تا جایی که وقتی قرار می شه ورود بانوان به استادیوم ها آزاد بشه دندونای زهرآگینشو نشون می ده .و ما حس می کنیم که واقعا" چنین کاری  نشدنیه .  

۸.دیواره کج رفته بالا . کسی شکی نداره . من می گم باید خرابش کرد و از نو ساخت . کاری که داره انجام می شه ادامه ی کج ساختن دیوارست .

۹.آخه واقعا" این جور جداسازی ها صرف نظر از تاثیرات درازمدت مخرب ، توهین به شعور نسل جوان نیست ؟ البته الآن مساله به غایت پیچیده شده و سخت به این آسونی! حل بشه ....  

 

+ نوشته شده توسط abs در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 4:35 |

 

۱.کاریکاتور بالا کار بزرگمهر حسین پوره . شماره ۲۰۷ هفته نامه ۴۰ چراغ

۲.فکر می کنم بزرگمهر تو این کار به قشنگترین صورت صلح و انسانیت رو نشون داده .

۳.محشر ه کاریکاتورش....

+ نوشته شده توسط abs در یکشنبه هشتم مرداد 1385 و ساعت 17:47 |

 

اول-جنگ کثیفه . تحت هر شرایطی . جنگ اونجاییه که عواطف و انسانیت خودشونو پشت نقاب عقل قایم میکنن یا به عبارتی عقله اونارو به زور کنار می زنه .

دوم-نمیدونم چرا عادت کردیم همه چیزو مطلق ببینیم . مثلا" اینکه حزب الله یا نائب امام زمانه یا یه گروهک تروریستی . مطلق... سعی می کنم منصف باشم . من با شکل گیریه حزب الله لبنان مشکلی ندارم . در جواب اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل بهتر بود که دولت لبنان دست به کار بشه که نشد .حزب الله تشکیل شد (کاری به حمایت کننده هاش ندارم) . ولی نباید می شد؟بعد ها از اهداف اولیش فاصله گرفت ... تا جایی که تو یک مهدکودک اسرائیلیی ها بمب گذاری کردن....و حالا...

سوم-به چشم های این بچه(تو عکس) که نگاه می کنم غم رو میبینم .  نوعی غرور پایمال شده . نگاهی پرسشگر که به کدامین گناه باید باهاش اینجوری رفتار بشه ....توروخدا نگین جنگ همینه و تلفات غیر نظامیا اجتناب ناپذیره...

چهارم-کاری به دلیل شروع این جنگ ندارم که اجتناب ناپذیر بود و دیر یا زود پیش می اومد . ولی بحث عکس العمل اسرائیلی هاست . اونا دارن انسانیتو می کشن . واسشون فقط پیروزی بر حزب الله مساله نسیت .فراتر از این حرفاست . آخه همه جارو دارن به خاکو خون می کشن.. 

پنجم-می خوام بگم آیا اگه حرفای احمدی نژاد در مورد اسرائیل رو (بعضی حرفاشو البته) یکی غیر از احمدی نژاد تو یک فضایی غیر از فضای سیاسی می گفت باهاش اینجوری برخورد می کردیم ؟

ششم-حس می کنم اصولا" به جایی رسیدیم که تحت هیچ شرایطی ککمون نمیگزه . مثه خودم که شاید واسه رفع تکلیف یا آروم کردن این وجدان لعنتی این مطلبو می نویسو . نسل سوم آرمانی همینه؟شاید زیادیه توقعات ....

هفتم-من از اسرائیل متنفرم . منو به کوته فکری متهم کنین . بگین که تحت تاثیر رسانه ها این تنفرو دارم . متهمم کنین به احساساتی بودن . ولی من کماکان از این قوم نژادپرست بیزارم .

هشتم-سکوت سرشار از ناگفته هاست ...

تبصره ۱(بعدا" اضافه شده!)- برادرم میگه : "حزب الله هرگز مهدکودک اسراییلی رو منفجر نکرده . این کار یه گروه تندرو فلسطینی بوده. سریعا اشتباه خودت رو تصحیح کن تا تو حافظه آدمای کمتری این اشتباه ثبت بشه." ولی من کماکان معتقدم حزب الله الآن کارهای تروریستی می کنه تا حدی و از اهداف اولیش فاصله گرفته ....

تبصره۲(بعدا" اضافه شده!)-دوست عزیز سینا این لینک رو بهم معرفی کرد . راجع به جنگ...تصاویرش خیلی خیلی تکون دهندست . اگه قلبتون ضعیفه اکیدا" توصیه می کنم نبینید ...مرسی سینا جان.  http://jerusalem.indymedia.org/news/2002/04/16916.php

  

 

+ نوشته شده توسط abs در جمعه ششم مرداد 1385 و ساعت 4:3 |