تبليغاتX
سینما پارادیسو
 

۱.گروه موسيقي دستان ازگروههاي موسيقي ايراني ، به مدت سه شب ۲۹ ۳۰ و ۳۱ تیر دركاخ نياوران به اجراي برنامه مي پردازد.
  سالارعقيلي در اين گروه به عنوان خواننده به اجراي برنامه مي پردازد. اين گروه كه چندي قبل با اركستر سمفونيك بي بي سي اجراي مشتركي داشت،درآينده نيز با كوارتت زهي بي بي سي برنامه مشابهي را برگزار خواهد كرد. حسين بهروزي نيا (بربط)، پژمان حدادي (تمبک و پنداريک)، بهنام ساماني (دف، دايره و دمام)، سعيد فرج پوري (کمانچه) و حميد متبسم (تار و سه تار)، نوازندگان گروه دستان هستند.
اين گروه دوسال قبل نيز در مردادماه هشتاد و سه ، پس از مدت‌ها در تهران و درفضاي باز کاخ نياوران به مدت سه شب به اجراي برنامه پرداخته بود. 
  گروه دستان طي سال‌هاي گذشته نقش مهمي در شناساندن موسيقي ايران در اروپا و آمريکا ايفا کرده است.

۲.اگه این مطلبو جمعه یا شنبه می خونید درنگ نکنید که گروه دستان ۸ تا ۱۰ این دو شب اجرا داره.

۳.کار گروه واقعا" زیباست . آواز و جواب آوازهای زیبا   استفاده نوآورانه از سکوت    بداهه نوازیهای بدیع با ساز کوزه و دمام(سازی جنوبی)    دونوازی های گوش نواز دف و تنبک و خیلی چیزای دیگه که من متوجه نشدم از مشخصات گروهه .

۴.نکته ی جالب توجه همدلی و هماهنگی روحی و ذهنی بالا تو این گروهه .اعتماد به نفس و تسلط استاد متبسم(تارنواز و لیدر)دیدنیست . خواننده(سالار عقیلی) جزیی از کاره  و تو این گروه خواننده به اندازه ی یک ساز اهمیت داره و نه بیشتر.(با تمام ارادتی که به استاد شجریان دارم به نظرم تو کارای استاد یه جورایی همه در خدمت خوانندن و نقش خواننده پر رنگه(شاید به حق))

۵.قطعاتی از کار گروه رو آپلود کردم این پایین . امید که لذت ببرید :

    قطعه ۱

    قطعه ۲

   قطعه ۳

۶.شاد و پیروز باشید .

 

+ نوشته شده توسط abs در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 17:44 |
 

۱.مادلن زیبا به مراوده با شیطان متهم است .دادگاه تفتیش عقاید و خرمن آتش در انتظار است . خواسته های نا مشروع اوج می گیرند و دغلکاری و عشق و ایمان به مبارزه بر می خیزند . مادلن ناچار است انتخاب کند : اتهامات را بپذیرد بر تخت شکنجه بخوابد و تن به آهن گداخته بسپارد یا ...

۲.مفتش و راهبه کتابی است از :کالین فالکنر--- ترجمه ی جواد سید اشرف--- انتشارات ققنوس.

۳.زمان جنگ های صلیبیست . وقتی که ناملایمات اجتماعی در غرب بیداد می کند . کلیساها حاکمیت را در دست گرفته اند و به اسم دین تلخ ترین فجایع بشری را می آفرینند . داستان پیرامون دختری ۲۰ ساله است که نوعی از ارتباط با خدا دارد (مکاشفه) که به ظن کلیسا مراوده با شیطان است و جزایش سوختن در خرمن آتش . انکیزیتوری از فرقه ی وعاظ دومنیکن که وظیفه ی بازجویی از او را دارد در دام عشقش گرفتار می شود .

۴.فرقه ی وعاظ دومنیکن نهادیست وابسته به حکومت کلیسا و تحت فرمان شخص پاپ که پرورش دهنده ی راهبانی باهوش باعلم مسلط به احکام دین است . یک انکیزیتور در واقع بازجویی است که تحت هر شرایط می تواند عقیده اش را به متهم القا کند و او را وادار به اعترافاتی ساختگی کند . انکیزیتورها به خاطر قدرت زیادی که از جانب که از جانب کلیسا به اونها داده شده بود می توانستند جهت رسیدن به منافع کلیسا متهمان را تا سر حد جنون شکنجه دهند از هوش سرشارشان استفاده کنند از علمشان کمک بگیرند تا به نتیجه دلخواه برسند . نکته ی مهم اعتقاد این فرقه به کارشان بود و اینکه خود را حافظ دین می دانستند و مجهز به عمیقترین استدلال ها بودند . 

۵.راستش نمی خوام داستانو تعریف کنم چون واقعا حیفه و ارزش داره که خودتون این کتابو بخونید.

۶.جورح اورول خالق اثر جاودانه ی ۱۹۸۴ تا حد زیادی برای خلق این شاهکار وامدار وقایع پیش آمده در سالیان دور در غرب است .آنجا که اتوپیای تصویر شده توسط اورول جلوی حکومت منحط کلیسا در غرب رنگ می بازد . در ۱۹۸۴ در اتوپیای اورول جامعه توسط حکومت تک حزبی توتالیتری اداره می شود . حزبی که سعی در نابودی انسانیت جهت بقای خود داری . اما در غرب کلیسا به اسم دین و با پنهان شدن در پشت آن سعی در بقای خود دارد .غرب(اقیانوسیه) مشغول جنگ با مسلمانان(شرفاسیه) و یهودیان(اوراسیه) است .

۷.تحول تاریخی غرب از کجا شروع شد؟ برادرم میگه اونا پایه ی پیشرفتشونو اسلام قرار دادن . جمله ی سنگینیه .ولی واقعیته . دارم فکر می کنم چی شد اون دورانی که اسلام صدر جهان بود و با فدرت به جلو می رفت؟ آیا ما تمام قابلیت های اسلام رو شناختیم ؟ راستی ....به کجا می رویم ؟

+ نوشته شده توسط abs در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 23:16 |

۱.فیلم سینما پارادیسو رو دیدید؟فیلمی از سینمای معناگرای ایتالیا و به کارگردانی تورناتوره . فیلم انقدر سنگین و عمیق و در عین حال زیبا و تاثیرگذار بود که تصمیم گرفتم اسم وبلاگی رو که چند وقتی بود می خواستم را بندازم به همین نام بذارم.

۲.فیلم داستان مردی هست که برای فراموش کردن یک عشق تصمیم می گیره کوچ کنه از زادگاهش تا شاید با محیط جدید بتونه معشوقشو فراموش کنه (اون فکر می کنه طرف پیچوندتش )و زندگی جدیدی رو شروع کنه . ۳۰ سال میگذره و اون در رم تبدیل به کارگردانی مشهور میشه . بعد از ۳۰ سال بیخبری مادرش بهش زنگ می زنه و خبر فوت یه دوست صمیمیش - که شاید عامل اصلی این فرار بوده-رو می ده . توتو (کارگردان مشهور امروز) به زادگاهش بر می گرده تا در مراسم به خاکسپاری آلفردو شرکت کنه. (آلفردو ۳۵- ۴۰ سالی ازتوتو بزرگتر بود و اون بود که به توتو آپاراتچی بودنو یاد داد.) در زادگاهش به طور اتفاقی معشوق سابقشو !! پیدا میکنه . کارگردان مشهور امروز(توتوی سابق) که ازدواج نکرده تو این ۳۰ سال با معشوقش دیدار میکنه . اون حالا ۲ تا بچه داره و با یکی از آشناهای توتو ازدواج کرده . توتو می فهمه که معشوقش بی وفایی نکرده و در واقع این آلفردو بوده که به توتو دروغ گفته و باعث جدایی اونا شده (از دلایل مخالفت آلفردو : اینکه والدین دختر کاملا مخالف این ازدواج بودن---اینکه این ازدواجو مانعی برای رشد استعداد شگرف توتو می دونست --- اساسا" معتقد بود توتو در جایی دیگه عاشق یکی دیگه میشه و این عشقو به سادگی فرامیش می کنه بعد از مدتی) . توتو ظاهرا" فراموش کرد ولی در همه ی زنهایی که باهاشون بود دنبال معشوقش می گشت که پیدا نکرد هیچوقت . حالا دیگه فرصت ها تموم شده و نمیشه زمانو برگردوند.

۳.آلفردو دانای کله . خدای داستانه و به همه چی اشراف داره. آیا اشتباه کرده؟ من خودم نظر آلفردو رو قبول دارم . ولی اینکه به خودش اجازه بده اینجوری واسه زندگی کسی تصمیم بگیره یه بحث دیگست .

۴.سکانسی که توتو دختر معشوقشو (که بسیار شبیه جوونیهای مادرشه و از طریق اون مادرشو پیدا می کنه ) میبینه و جام ویسکی از دستش به زمین میفته خیلی زیباست .از زمان رها شدن از دست توتو تا شکستن جام شاید یک دقیقه طول بکشه . تو اون زمان توتو حس می کنه که این ۳۰ سال یه خواب کوتاه بوده ...

۵.سکانس آخر فیلم تکون دهندست . اونجا که توتو فیلمی قدیمی پیدا می کنه که همه ی صحنه های مربوط به معاشقه فیلمها -این صحنه ها در اون زمان باید سانسور میشد(توسط کشیش شهر)-تو این فیلم هست . لبخند تلخ کارگردان معروف وقت دیدن این صحنه ها که زمان جوونیش جمع کدده بود دیدنیه...

۶.موسیقی فیلم شاهکاره . ملودی زیبایی که بعضی جاها با تمی غمناک نواخته میشه از آهنگساز شهیر ایتالیا موریتونه . من فسمت هایی از موسیقی این فیلمو آپلود کردم . حتما" گوش کنید خیلی قشنگه . لینکشو آخر این مطلب گذاشتم .

۷.ایتالیایی ها خیلی شبیه خودمونن .کلا" ..

۸.این صرفا" یه یادداشته واسه معرفی یه فیلم . خیلی داغونتر از اونیه که بشه بهش نقد گفت .

۹.  viva italia

۱۰.لینک موسیقی پایانی فیلم.

    لینک موسیقی سکانس آخر.

    لینک آواز قدیمی ایتالیایی . 

+ نوشته شده توسط abs در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 23:59 |
۱.سلام

۲.اون قدیما به خاطر تعداد معدودی که از وبلاگنویسی فقط کامنت جمع کردن رو بلد بودن ذهنیت خیلی خوبی از وبلاگنویسی نداشتم و جمله ی "وبلاگ خوبی دارید من هم آپیدم سر بزنید " واسم آزاردهنده بود . ولی به تدریج بیشتر با وبلاگ هایی آشنا شدم که حرف داشتن و تامل برانگیز بودن و می شد یاد گرفت ازشون و فقط شرح احوال روزانه نبودن . حتی درددل هایی دیدم که آدمو به فکر وا می داشت .

۳.راستش فکر می کنم شروع کردن هر کاری سخته و از اون سخت تر مبتذل نشدن و پیشرفت کردن . سعی من اینه که تا حدودی سعی خودمو بکنم تا حداقل از مبتذل شدن جلوگیری کنم .

۴.زیاده عرضی نیست . پیروز باشید .   

+ نوشته شده توسط abs در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 1:43 |